|
خواستم چیزی بگویم دیر شد...
|
پیرمرد دستهایی لرزان داشت
(برای پدر حاج احمد)
وای بر ما مرگ نامه نویسان.
و لعنت بر آنهایی که می توانستند و کاری نکردند .
پیرمرد دستهایی لرزان داشت و چشم هایی بی سو . لعنت بر آنهایی که می توانستند و می دانستند ولی حتی به خودشان زحمت ندادند در این باره حرف بزنند.
پیرمرد دستهایی لرزان داشت و چشم هایی بی تفاوت .
نمی دانم عکس تکه پاره گوشت های سربازان اسرائیلی در جنگ 33 روزه را دیده اید.پاره گوشت هایی سوخته که به هیچ نمی ماند. باقی مانده ی لاشه ی یک صهیونیست. و اسرائیل بود که در ازای تحویل گرفتن این لاشه ها و امثال این استخوان ها و یا حتی اطلاعاتی که منجر به پیدا شدن تکه استخوانی از لاشه ی گندیده ی صهیونیستی در هر جا شود، صدها اسیر لبنانی و فلسطینی را آزاد می کند .
پیرمرد دستهایی لرزان داشت و چشم هایی بی امید .
ما که هیچ بودیم در بازی بزرگان. آنقدر کوچک که حتی به حساب نمی آمدیم. روزگاری دغدغه پیدا کرده بودیم که آری ! امروز چند هزار و چند صد و چندمین روز اسارت است و روز بعد یکی اضافه تر و روز بعد هم یکی دیگر اضافه می شد به این چند هزار و چند صد و چند روز . به ما گفتند جوجه های تازه سر از تخم درآورده! که زمان جنگ هنوز نمی توانستید راه بروید! چه می دانید جنگ چه بود و حاج احمد کیست؟ شما را چه به این حرف های بزرگتر از دهان و یا اگر این را نمی گفتند آنقدر ما را دواندند و سردواندند که خسته و بیچاره شدیم و گفتیم ما را چه به این غلط ها!.ما جوجه های دو روزه ...
ولی لعنت بر شمایی که زمان جنگ فرمانده بودید و مدت ها از قدقد کردنتان هم می گذشت و هر چه ما نمی دانستیم شما می دانستید که حاج احمد که بود و این حرف ها به دهان شما بزرگ نبود و لیکن دهان شما مدتها بود که دیگر لایق این حرف ها نبود .
پیرمرد دستهایی لرزان داشت و چشم هایی بی سو و بی تفاوت و بی امید .
پیرمرد رفت. پدر رفت. پسر نیامد. پدر پسر را ندید. پسر پدر را ندید. پدر تنها بود.
پسر تنهاست و حال می توانم حال و روز خراب مادری را حس کنم که می دانم این روزها حتما خرابتر است .
وای بر ما مرگ نامه نویسان...
پی نوشت:نظر یکی از دوستان در مورد مطلب بالا:(بدون توضیح)
"لعنت بر شمایی که زمان جنگ فرمانده بودید " لعنت بر شما لعنت بر شمایی که پیشتازان عرصه جهاد و شهادت را لعنت می کنید لعنت بر شمایی که ایثار فرماندهان پاک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ندید گرفته و به این نهاد مقدس جسارت می کنید لعنت بر شمایی که همنوا با هم پالکی های خود در آن سوی مرزها سپاه پاسدادران را سدی آهنین در برابر خواسته های شوم خود یافته اید و قصد تخریب آن را دارید راستی بودجه اختصاص یافته از سوی کنگره آمریکای ملعون به موقع به دستتان می رسد؟ خوشمزه است هان؟ مال حرام خوشمزه است؟ لعنت بر شمایی که همچون سابقون خود در سازمان منافقین خلق قصد دارید با جملات به ظاهر انقلابی جوانان معصوم این مرز و بوم را جذب اهداف شیطانی استکبار کنید لعنت بر شمایی که به مقام عظمای ولایت گستاخی می کنید اما دریغ... دریغ که آرزوی تضعیف سپاه و ولایت فقیه را به گور خواهید برد. چرا که ملت ایران بیدار است و دیر نپاید که شعله خشم انقلابی این ملت شما منافقین پست فطرت را به درک اسفل رهنمون شود